تبليغاتX
در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز؟ مانده خاکستر گرمی جایی؟
         شعر لوگو از علیرضا قزوه می باشد

گواه یک سیستم به سامان این است که خود درمانگر آسیب ها و زخم هایش باشد. چونان بدن آدمی که تا لطمه ای به نقطه ای وارد می آید بی که محتاج یاری کسی دیگر باشد خود به علاج خویش می خیزد. آرام و تدریجی تا روزی که بیدار می شوی و سراغی از زخم نمی یابی.

وجود ساختارها  و نهادهای اصلاح گر در بطن یک نظام اجتماعی، خواه این نهادها از جمله نهادهای ایستا نظیر قانون اساسی باشد یا از نهادهای پویا نظیر احزاب و نهادهای مدنی؛ حکایتگر این است که جامعه این قدر توانا هست که با رنج های اولیه از پا نیافتد و بتواند خود را درمان کند.

نقطه ی آغاز اصلاحات و اصلاح طلبی همین جاست. اصلاحات در معنای سلبیش متضمن یک اعتراف دلپذیر است. اعتراف به این که در آن چه هستیم( تفاوتی هم ندارد در کلیت آن چه هستیم یا در جزئیت آنچه هستیم) وضعیت را مطلوب نمی دانیم و اولین قدم همین است که به اشکال خویش واقف باشیم و  به عذر خویش معترف و بخواهیم خود را اصلاح کنیم. این گونه است محافظه کاری همواره در ستیز با اصلاح گری قرار دارد. محافظه کار بهره اش در نکوداشت وضعیت موجود می یابد و تلاش‌های دگرگون کننده را نامطلوب می داند. اما واقعیت این است که  یکه همسایه‌ی اصلاح‌طلبی؛ محافظه کاری نیست. باغ اصلاح طلبی را شوره‌زارهای براندازی و انقلابی گری احاطه کرده اند. ولی باید دانست اصلاح طلبی در ذات خویش حرکتی از درون است و وجود و بقای آن در گرو موجودیت سیستم موجود است. نقطة افتراق اصلاح طلبی و انقلابی گری در همین جاست که اصلاح طلبی به نفی تمامی آن چه هست نمی پردازد و تمام ساختارها را به هم نمی ریزد. بل در پی آن است که با داشته هایش بر درد نداشته هایش مرهم بگذارد. این گونه است که هویت اصلاح طلبی در هر گوشه ی جهان که باشد با هویت نظام موجود گره می خورد و اصل اولیه اش این می شود که برای بقای سیستم موجود تلاش کند.
نهضت های اصلاحی، دقیقاً بر خلاف نهضت های انقلابی به نفی همه دستاوردهای سیستم نمی پردازند؛ بلکه در جهت هدف خویش از بسیاری از فرآورده های سیستم استفاده می کنند.

اگر اصلاح طلبی از سویی با انقلابی گری مرز دارد، با براندازی نیز خط فصل های مشخصی دارد.  آن چه حرکتی را براندازانه می‌کند نوع ابزارهای به کار گرفته شده در حرکت است. بسا حرکت هایی که خود را در دفاع از سیستم موجود برترین و بهترین می دانند اما روش و خط مشی هایشان نظیر به کارگیری ابزارهای خشونت گرایانه، قانون گریزی، ایجاد نهادهای موازی در جهت معلول کردن نهادهای رسمی آنها را مبدل به حرکت های براندازانه می نماید.

این گونه است که ارزش اولیه ی اصلاحات در نگاه هابزی به امر حکومت رخ می نماید؛ آن که اصلاح طلب است در درجه ی اول در تقویت امنیت ، ثبات و پایداری سیستم سیاسی می کوشد و کامیابی خویش را در کامیابی سیستم می باید؛ این گونه است که ساختارشکنی، براندازی و انقلاب مخملین کردن وصله های ناچسبی است که اتهام زنندگان خود مستحق ترند برای آن.

این یادداشت در قلم نیوز

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 23:13  توسط محمّد منصوری بروجنی  | 

دانشجو،درس، سیاست،آرمان، آزادی، محدودیت، من کیم ؟ این جا کجاست؟ برابری، آزادی، دموکراسی، اصلاح طلب ، جمهوری و ولایت مطلقه ؟ وظیفه اصلی، ابوموسی اشعری، مبارزه،کمال فردی، قاموس چپ، آزادی تن، آزادی مسکن، آزادی بیان، رکن چهارم، آزادی مطبوعات ،نشریه و دانشگاه، بیت المال و سیاست؟ قدرت طلبی یا آرمان خواهی، راهی برای نفوذ در لایه های الیگارشی؟ابداً ، چپ، آرمان شهر، اینجا ایران، من دانشجو، ناکجاآباد، امام زمان، حکومت جهانی، آزادی، برادری، برابری، اتوپیا، واقعیت ندارد ولی حقیقت دارد، چپ، سوسیالیست خداپرست، مسلمان مبارز، اسلام، دموکراسی، سوسیال دموکرات مسلمان یا مسلمان سوسیال دموکرات؟